سفارش تبلیغ
صبا ویژن
از خنده زیاد برحذر باش که دل را می میراند . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :1
بازدید دیروز :1
کل بازدید :6303
تعداد کل یاداشته ها : 7
99/3/12
5:34 ص
مشخصات مدیروبلاگ
 
معصومه[90]
خدایا در برابر هرآنچه انسان ماندن را به تباهی می کشاند، مرا با نداشتن و نخواستن روئین تن کن...

خبر مایه
بایگانی وبلاگ
 
دی 91[2]
لوگوی دوستان
 

ماچقدر خوشبختیم...

 

کودکم ...! ای نازنین...!

پاک کن اشک چون سیل روانت را ...

خوب می دانم باز ،

بوی ماه مهر از راه رسید...

باز هم حسرت پوشیدن یک دست لباس نو را،

تو به دل داری و من می دانم،

کیف تو،

کیسه ی پر درز برنجی است که همسایه مان،

در شب عید برامان آورد...

تو که سردی زمستان آید، به خودت می لرزی،

آخر آن دم ز کجا ؟ زکجا جویمت آن دم، چکمه و دستکش و پالتو؟؟؟

مادرم...! ای بهترین...!

خوب دیدم که تو با گوشه ی آن روسری پاک و سپید،

و به دستان پر از مهر خودت،

دو سه تا دانه ی مرواریدی،

کز ته دل ز «نبودن » آمد،

پاک بنمودی و پشت سر من،

کاسه ی آب زلالی به زمین پاشیدی...

می روم اما من،

یک قلم دارم و چند برگ سپید کاغذ...

می روم تا بنویسم،

که بخوانند به چشم و بگویند به دل:

نه لباس نو، نه کیف،

و نه آن چکمه و پالتو،

و نه یک جفت دستکش،

به خدا نیست «خدا »...

«خدا» نیست به خدا...

خوب یادم هست که تو می گفتی: خدا هست هنوز ...

و من اینک به قلم بر ورق دفتر خود می بارم:

با همان دمپائی،

و یکی کیسه ی پر درز برنج،

با دو دست خالی،

و به پاهای برهنه،

حتی...

بی همه مردم این شهر و پر از تنهائی،

ما چقدر خوشبختیم...!

نوشته ی :معصومه 

4/12/91


91/12/5::: 9:30 ع
نظر()
  
پیامهای عمومی ارسال شده
+ از آنان نیستسم که در بازی کلاغ پر رفیق را بال وپر دهند وبگویند :رفیق پر
+ خدایا دربرابر هر آنچه انسان ماندن را به تباهی می کشاند مرا با نداشتن ونخواستن روئین تن کن
+ ..............